مطهر بن طاهر المقدسي ( المنسوب إلى أحمد بن سهل البلخي ) ( مترجم : محمد رضا شفيعى كدكنى )

335

البدء والتاريخ ( آفرينش وتاريخ ) ( فارسى )

رطوبت دماغ است . و وهب بر آن است كه آدم زيباترين خلايق بوده است و امرد ، و پس از او فرزندانش را ريش بر رخساره روييد . و وهب از ابىّ روايت كرده است كه چون آدم را مرگ نزديك شد ، ميوه‌اى از ميوه‌هاى بهشت آرزويش كرد . پس فرزندانش به طلب آن بيرون آمدند . در راه فرشتگان ايشان را ديدند و بديشان گفتند : باز گرديد كه ديگر نيازى نيست پس نزد او بازگشتند . پس فرشتگان قبض روح او كردند و او را غسل دادند و حنوط و كفن كردند و جبرئيل بر او نماز كرد و فرشتگان پشت سر او و فرزندانش پشت سر فرشتگان . و او را دفن كردند . و گفتند : « اى فرزندان آدم ! اين است سنّت شما دربارهء مردگانتان . » چنين است روايت . و خداى داناتر است . در ياد كرد روح و نفس و حيات و مرگ بدان كه اين باب ، بابى است دشوار و پيچيده و در آن لغزش و اختلاف بسيار است و من از هر طبقه‌اى اندكى ياد خواهم كرد . خداى تعالى گويد : « و مىپرسند تو را از روح بگو جان از كار خداوند من است . » ( 17 : 85 ) و بعضى از اهل تأويل گفته‌اند كه خلق از ورود در آن ، محجوب‌اند . و حق ، هيچ كس را ، بر آن اطلاع نداده است . و دربارهء فرزندان آدم گفته است : « پس تمام صورت كرد او را و درآورد در او از آن جانى كه آفريدهء او بود . » ( 32 : 9 ) و دربارهء مريم گفته است : « و درآورديم در او جانى از ما . » ( 21 : 91 ) و نيز گفته است : « و همچنين پيغام كرديم به تو روحى از فرمان ما . » ( 42 : 52 ) و گفته است : « فرو فرستاديم بدين جبريل امين را . » ( 26 : 193 ) و گفته است : « فرود آيند فرشتگان و روح در آن شب . » ( 97 : 4 ) پس روح را در موارد بسيارى از قرآن ياد كرده است و معناى روحى كه در مريم دميده شد جز آن روح است كه بر پيامبر ( ص ) وحى شد . هر كدام را معنايى است جداگانه . و گفته است : « آن خداى كه بيافريد مرگ را و زندگانى را . » ( 67 : 2 ) و گفته است « گويد : كاشكى پيش فرستادمى مر زندگانى باقى را . » ( 89 : 24 ) و گفته است : « و بدرستى كه آن سراى واپسين است سراى زندگانى جاويدان . » ( 29 : 64 ) و گفته است : « بدرستى كه زندگانى اين جهان بازى و مشغولى است . » ( 47 : 36 ) و گفته است : « و مپنداريد آنها را كه بكشتند در راه خداى كه ايشان مردگان‌اند بلكه ايشان زندگان‌اند نزد خداى ايشان روزى مىدهند ايشان را . » ( 3 : 169 ) و تفاوت ميان زندگى اين جهانى و زندگانى آخرت روشن است و آشكار . فقط در لفظ اشتراك دارند . و گفته است : « اى نفس آرام گرفته ! بازگرد با خداى خويش ، تو از وى خشنود وى از تو . » ( 89 : 28 ) و در حكايت از زبان نفس گويد : « تا گويد نفسى اى دريغا تقصير كرديم در حق خداوند